عبد الجليل قزوينى رازى
642
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
كند تا نصّ پوشيده بنماندى » « 1 » دگر باره به حساب كورترست تا اين « 2 » همه بايد كه تفسير جرير طبرى برگيرد و ببيند كه او را نصّ كرد بحضور همهء مهاجر و انصار مكّى و مدنى ، حضرى و بدوى ، عربى و عجمى ، او را به امام كرد زنان رسول همه حاضر و خلاف ضروريّات كردن نقصان عقل باشد . اما آنچه گفته است كه : « در سفر اين تقرير نقصان امامت است » بيچاره پندارى از آن احوال بدايت وحى و رسالت اولو العزمان بىخبرست بايد كه اين مصاف اوّل با خداى بكند و گويد : در شبى تاريك باد و باران برخاسته ، موسى غريب [ را ] در بيابان از درختى گوئى : إِنِّي أَنَا اللَّهُ « 3 » چنان كه كسى كارى دزديده كند مصر « 4 » نهاده ، مردم حاضر ، اين چه معنى دارد ؟ ! « 5 » كذلك مكّه و كعبه نهاده ، بنى هاشم و قريش نشسته ، محمّد را برگيرى بكوه حرى « 6 » برى تنها چنان كه كسى كارى دزديده كند پس اگر تقرير رسالت موسى بشب در كوه و بيابان ، و تقرير نبوّت مصطفى بر حرى تنها نقصان نبوّت ايشان نمىكند مگر تقرير امامت على بر پالان در بيابان نقصانى نكند رسول موسى و محمّد باشند كه صادق و صاحب معجزاتاند ، امام على و آلش كه نصّ و معصوماند و عالم ، و بنهان « 7 » و آشكارا تعلّق ندارد تا خواجهء ناصبى اين صورت را به آن قياس مىكند تا دلش بتنگ نباشد « 8 » . اما آنچه گفته است كه : « بارى تعالى اسامى انبيا و نام مصطفى ظاهر در قرآن گفته است بايست كه نام على مصرّح بگويد كه او بعد از مصطفى امام است تا امّت را در آن شبهت نباشد » دگر باره ناصبى ملعون دست از يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ « 9 » بداشته است
--> ( 1 ) - ع ن : « بنماند » م ب : « نماند » . ( 2 ) - كذا صريحا در نسخهء ب ليكن ع م ن : « با » ( بدون نقطه ) ح هم ندارد و مىتواند بود كه « با » باشد ( بنقطهء موحدهء تحتانى ) . ( 3 ) - از آيهء 30 سورهء مباركهء قصص . ( 4 ) - م ب ن : « منبر » . ( 5 ) - م ب : « نه اين معنى دارد » ن ح : « اين معنى دارد » . ( 6 ) - در همهء نسخ : « حرى » در منتهى الارب گفته : « حراء ككتاب و حرى كعلى و اخير مروى است از عياض يذكر و يؤنث و يمنع ؛ كوهى است بمكة تحنث فيه النبى ( صلعم ) » . ( 7 ) - م ب ن : « پنهان » ح : « به پنهان » . ( 8 ) - م ب ن : « بتنگ نيايد » . ( 9 ) - از آيهء 27 سورهء مباركهء ابراهيم .